باران جونمباران جونم، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 22 سال و 7 روز سن داره

باران دختر پاییزی من‍ـــــــ

بدون عنوان

دخملی الان یه ماهی میشه که برنامه خوابت حسابی بهم خورده ما هر کاری می کنیم زودتر از 2 شب نمی خوابی ظهر ساعت 12 بیدار میشی من نمیدونم  صبحونه بدم یا ناهار هر چند فرقی نمی کنه هریره بادوم درست می کنم به زور میخوری
7 مرداد 1391

بدون عنوان

دخملی منو بابایی هر کاری میکنیم که غذاتو دوست داشته باشی نمی تونیم وقتی ما غذا می خوریم تو خودتو برای غذا ما میکشی وکلی گریه می کنی  که به تو از غذای خودمون بدیم ولی غذای خودت رو با گریه می خوری   ...
7 مرداد 1391

بدون عنوان

آش دندانی عزیزم زمانی که دندونت در اومد 15 تیر ما شمال بودیم به همراه خانواده بابایی وکسی حرفی از اش دندونی نزد پیش خودم گفتم حتما بیایم تهران می پزن ولی تهران هم که رسیدیم هیچ کدوم از مامانی ها انگار نه انگار............خودمم بلد نیستم درست کنم قول میدم زود زود یاد بگیرم وبرات درست کنم وسه تایی بخوریم .
7 مرداد 1391

بدون عنوان

باران جونم این روزا خیلی غرغر میکنی می دونم به خاطر دندونه الهی همه مرواریهای قشنگت بدون درد در بیاد .دوستت دارم نفس
7 مرداد 1391