خواب
باران عسلم دیروز مشغول تمیز کردن خونه بودم وشما هم با روروک بازی میکردی من ظرف میشستم وهر بار میگفتم باران و برمیگشتی میگفتی دالیییییییییییییییییییی آخرین بار هرچقدر گفتم باران باران دیدم صدایی نمیدی هول اومدم بیرون واین صحنه رو دیدم قربونت برم که اینقدر خوشگل و آروم میخوابی ...
نویسنده :
مامی نرگس
18:22









