باران جونمباران جونم، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 4 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 22 سال و 25 روز سن داره

باران دختر پاییزی من‍ـــــــ

خواب

باران عسلم دیروز مشغول تمیز کردن خونه بودم وشما هم با روروک بازی میکردی من ظرف میشستم وهر بار میگفتم باران و برمیگشتی میگفتی دالیییییییییییییییییییی آخرین بار هرچقدر گفتم باران باران دیدم صدایی نمیدی هول اومدم بیرون واین صحنه رو دیدم قربونت برم که اینقدر خوشگل و آروم میخوابی ...
15 دی 1391

آمار بازدید

  امروز آمار بازدید کننده ها واقعا برام دوست داشتی بود و این نشون دهنده اینه که دوستای وبلاگیمون خیلی به ما لطف دارن البته ما هم عاشقشونیم دوستتون داریمممممم   ...
14 دی 1391

بادکنک

  برای فرزندت از بین تمام اسباب بازی ها یک بادکنک بخر … بازی با بادکنک خیلی چیزارو به بچه یاد میده : بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک تا بتونه بالاتر بره ! بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن ، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه !     ...
14 دی 1391

باران این روزا...

دختر زیبای من دو هفته ای میشه که خیلی راحت و بدون اینکه از جایی بگیری بلند میشی و به تازگی هفت هشت قدمی برمیداری وقتی بلند میشی تند تند دست دسی میکنی تا من بگم افرین بعد مثلا می خواهی تاتی کنی بیشتر ادا در میاری و این پا اون پا میکنی  و با صدای قشنگت میگی تاتی تاتی     وقتی میخوام اسپری هاتو بزنم قبل اینکه بزنم دهنتو یه جوری میکنی یعنی حالت بهم میخوره بعد محکم دهنت رو می بندی و منم به زور پستونک دهنت رو باز میکنم وقتی خوراکی میبینی تند تند میگی به به وقتی میگم خاله زهرا کو سریع تلفنو نشون میدی از بس که من با خاله تلفنی صحبت میکنم وقتی کنترل رو میبینی سمت tv میگیری وی...
11 دی 1391

باران و پشم گوسفند

اینکه میگن آدم از هر چی بدش بیاد سرش میاد عین واقعیته قضیه از این قراره من همیشه بدم میاد که ژیله یقه هفت تن بچه کنم و  اونوقتها که نی نی نداشتم میگفتم بمیرم تن بچه ژیله نمیکنم حالا علتش چیه خودمم نمیدونم ا ما چند وقتی هست که شما شدیدا سرفه میکنی وهر کی منو میبینه یه تجویزی میکنه یکی از اون تجویز ها که معمولا با تجربه ها بهم گفتن اینکه یه تیکه پشم گوسفند رو اگه رو سینت بزاریم خوب میشی این بود که ما هم به مامان اشرف گفتیم و دست به کار شد مامان اشرف هم نامردی نکرد و با پشم اصل گوسفند برات ژیله بافت انقدر اصل بود که تا هفته اول بوی گوسفتد از خونمون بیرون نمیرفت ومن همش فکر میکردم یه بع بعی کوچولو تو خونمون نگه میداریم ...
10 دی 1391

آبنباتی من...

دوستای گلم بفرماین آبنبات   این آبنبات خوشمزه رو عمه جونم برام گرفته بود ولی چون من خیلی سرفه میکنم و این آبنبات خیلی رنگ میداد مامانم نذاشت من بخورم ودر همین حد بود که دیدین ...
8 دی 1391

عروسکم با عروسکش

  عروسکم این اولین عروسکی که برات خریدیم وشما اینجا 11 ماهه بودی     خیلی ذوق داشتی همش میخواستی به بابایی کمک کنی     ای بابا در بیار دیگه!!!!!!!!!!!!!     کلی  نگاش کردی و بغلت کردی     این دیگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟     فکر کنم شیره   گفتم دخملم ماله نینیه   رفتی بزاری  دهن نینی نی نی بسته دیگه یکم خودم بخورم!!!!!   این عکسم 6 دی هست  وشما عاشق همه جور عروسکی به شرطی که کچل باشه     عروسکاتو خیلی ناز میخوابونی نان...
7 دی 1391